محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
294
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
بحوالى شهر فرستاد و آن جماعت از طرف دروازهء فيروز آباد جنگ انداخته پيادههاى جلد كماندار و تخش اندازان چابك دست ناوك گزار و تفنگچيان باريك بين [ 162 ] كميننشين و بعضى ديگر از دليران ظفر قرين از شهر بيرون آمده به زخم ناوكهاى جان ستان و ضرب تفنگهاى مرگنشان پيش اوزبكان را گرفته ، حربى عظيم در پيوستند و جمعى كثير را مجروح و خسته كرده با حال پريشان باز پس نشانيدند . و در آن روز اوزبكان را كارى از پيش نرفته خايب و خاسر به اردوى خود معاودت نمودند و روز ديگر به اين دستور از طرف ديگر جنگ پيش آورده ، دليران حصارى و شيران بيشه كارزارى ، لواى حرب انداخته بسيارى از سپاه اوزبك در آن عرصه عرضهء تيغ و تير گرديدند و بعضى از گروه قزلباش هم شربت فنا نوشيدند و بساط هستى درنورديدند . بعد از دو روز از وقوع اين جنگ ، عبد اللّه خان خود سوار شده از جانب دروازهء ملك متوجه گشت و تا موازى سى هزار از اوزبكان تنگ چشم پر كين و خشم ، آهنگ شهر كردند . شعر رسيدند خيلى قيامت هجوم * قدم نامبارك همه روى شوم گروهى نظر تنگ باطن فراخ * چو حيوان نديده نه منزل نه كاخ چو يأجوج قومى ولى بىعدد * تو گفتى شكستند يأجوج سدّ همه دشت پرورد ، دور از ديار * بسان سبع جمله مردار خوار به شكل بهايم همه پوست پوش * و ليكن سبع سيرت و سخت كوش ز ديو و ز ددشان نباشد يكى * همه چيز باشند جز آدمى و درين روز . على قليخان لشكرى آراست ، كه هر يك در روز معركه و پيكار دست اقتدار رستم و اسفنديار بكمند جرأت بستى و بهنگام مجادله و كارزار پشت